هر بیمار مانند عضوی از خانواده درمان میشود
۱۹ ژوئن ۲۰۲۶
در کلینیک تخصصی پایتخت پلازا، اولگا هرناندز دلیلی است که بیماران با مراقبتهای خود در ارتباط میمانند.
اولگا هرناندز-کورنخو هدستش را برمیدارد و مرورگر اپیک را روی رایانه رومیزیاش باز میکند. در داخل دفترش در کلینیک تخصصی پلازا کپیتال Central Health، روز بهسختی آغاز شده است.
اولگا پشت میزی در گوشه نزدیک به در نشسته است. برنامه های رنگارنگ به دیوار چسبانده شده اند، همراه با کارتونی از دختران قدرت، گواهی مراقبت های بهداشتی و عکسی از تیم.
کلیک، کلیک، کلیک.
اولگا چند مرورگر وب را به دیدرس میآورد. او شمارهای را روی تلفن میگیرد.
“صبح بخیر.” او به بیمار در آن سوی خط میگوید. “من برای تغییر تاریخ ملاقات شما تماس میگیرم.”
در این صبح زود هفته، اولگا قبل از ظهر چهار بیمار دارد. او یک پرستار ثبت شده بالینی ناوبری در مراقبتهای چندتخصصی است که بر برنامه بهینهسازی وزن پزشکی و ارزیابی پیش از عمل تمرکز دارد.

در سیستم Central Health، راهنماهایی مانند اولگا نقش چسب را ایفا میکنند. وقتی بیماران احساس میکنند از تجربیات مراقبتهای بهداشتی خود در جاهای دیگر جدا شدهاند، افرادی مانند اولگا آنها را بازمیگردانند.
این برای اولگا، ۳۸ ساله، که از سال ۲۰۲۴ با Central Health بوده است، به این معناست که او در اداره کلینیک برای بیماران این برنامهها کمک میکند. او قرارها را هماهنگ میکند، بیماران را برای دریافت دارو به داروخانه معرفی میکند و پیگیریها را برای خدمات تخصصی مراقبتهای بهداشتی برنامهریزی میکند. او سوابق پزشکی را تهیه میکند، برای برنامههای ویژه به بیماران تماس یادآوری میزند و به طور کلی هماهنگیهای لازم را برای مجموعه بیماران خود که اکنون در مجموع به ۱۱۸ نفر رسیده است، انجام میدهد. دفتر سه نفره او شامل دکتر جاسنیت ریار و دستیار پزشکی برندا استیوز است.
“استِوِز درباره بیماران اولگا گفت: ”اولگا به آنجا میرود، به آنها انگیزه میدهد و آنها را تشویق میکند که دلسرد نشوند. او به آنها میگوید: “پیشرفت همین است که تلاش میکنید.‘’
اولگا به سیستم Central Health باور دارد زیرا زمانی بخشی از آن بوده است.
“او میگوید: ”من از خانوادهای کمدرآمد هستم، بنابراین کمک به مسیریابی مراقبتهای بهداشتی مردم همیشه برای من کار ارزشمندی بوده است.».
بیمارانش متوجه شدهاند.
نحوه عملکرد سیستم Central Health
کلینیک تخصصی کپیتال پلازا، واقع در نزدیکی بزرگراه I-35 در مرکز آستین، یک مرکز مجهز است که از بیماران مختلف برای طیف وسیعی از نیازهای مراقبتهای بهداشتی استقبال میکند. خدمات شامل مشاوره سلامت روان، بیماریهای کبد، بیماریهای عفونی، روانپزشکی، داروسازی بالینی، گوارش، تغذیه و بهینهسازی وزن پزشکی است.
سپس کلینیک بریج وجود دارد، یک سرویس مراقبتهای بهداشتی جامع که برای دسترسی به ساکنان شهرستان تراویس با درآمد پایین طراحی شده است. بسیاری فاقد مسکن باثبات هستند. برخی دیگر ممکن است پس از ترخیص از بیمارستانها، نیازمند مراقبتهای حاد باشند و جایی برای رفتن نداشته باشند.
اُلگا با بیمارانی کار میکند که در تلاش برای داشتن زندگی سالمتر هستند. او در اتاقهای معاینه، اوضاع بیماران را در مورد سطح هموگلوبین A1c، فشار خون و هرگونه یادداشت جانبی برای پزشک بهروزرسانی میکند. در سطح انسانی، او ممکن است در مورد فرزندانشان، موفقیتهای اخیر یا هرگونه ترس آنها قبل از مراجعه سؤال کند.
“اولگا میگوید: ”من آنها را مثل یکی از اعضای خانواده خودم میدانم. مثل اینکه مادربزرگ خودم باشند. مادربزرگ من بر اثر سرطان درگذشت و پرستاری که به او کمک میکرد فوقالعاده بود. این خاطره مرا وادار میکند هر روز پرستار بهتری باشم. به نوعی در هم تنیده شده است“.”
چگونه اولگا هرناندز-کورنخو مراقبتهای بهداشتی را پیدا کرد
اولگا که مادر سه فرزند است، در اوستین، بزرگترین فرزند از چهار فرزند خانوادهای مکزیکی-آمریکایی، بزرگ شده است. او در دبیرستان نورتایست ارلی کالج تحصیل کرد و سپس مدتی به دانشگاه بانوی دریاچه در سن آنتونیو رفت تا معلم شود.
پس از اولین زایمان، او تصمیم گرفت شغل خود را تغییر دهد و در یک برنامه آموزشی دستیار پزشکی (MA) ثبت نام کرد. او به مدت شش سال به عنوان دستیار پزشکی کار کرد، از جمله سه سال در مراکز بهداشت CommUnityCare، تا اینکه در سال ۲۰۱۸ درجه پرستار حرفهای (LVN) خود را کسب کرد. یک سال بعد، او به پرستار ثبت شده (RN) تبدیل شد.
“او میگوید: ”حس میکنم در پرستاری، به هر حال مقداری آموزش هم انجام میدهید.".
خانواده اولگا در آستین از مراکز بهداشت جامعه شهر استفاده میکردند؛ سیستمی که پس از تأسیس در سال ۲۰۰۴ تحت مدیریت Central Health قرار گرفت و چند سال بعد به «مراکز بهداشت CommUnityCare» تبدیل شد. او میگوید تجربیات دوران جوانیاش و آنچه برای مادرش فراهم شده بود، وقتی خودش صاحب خانواده شد، حیاتی بودند.
“اولگا گفت: ”مادرم همیشه از عالی بودن خدمات صحبت میکرد. وقتی پیش دکتر میرفت، حمایت میشد و اگر به منابعی نیاز داشت، او را به سمت هدفی راهنمایی میکردند.“
روزی در کلینیک
“اندام شما عالی است،” اولگا به بیماری که از ترازو پایین میآید میگوید.
صبح پرمشغلهای است.
بیمار زودتر انصراف میدهد، بنابراین اولگا تلفن را برمیدارد و مراحل بعدی را طی میکند. یک ساعت بعد، فرد دیگری با هیجان وارد اتاق معاینه میشود تا بیشتر در مورد برنامه مراقبتهای بهداشتی خود بداند. بیمار بعدی میرسد اما قبل از ویزیت شدن میرود چون نمیخواهد جلسه صبح خود را در کنسولگری مکزیک از دست بدهد.
اولگا بیمار را در لیست انتظار قرار میدهد و سپس به بخش حسابداری میرود تا اطمینان حاصل کند که او پولش را پس میگیرد یا نوبت بعدیاش رایگان است.
“آنها اهل شوخی نیستند”، اولگا درباره کنسولگری مکزیک میگوید.
آخرین بیمار روز از راه میرسد. اولگا گفتگوی کوتاهی انجام میدهد، سطوح دارو را بررسی میکند، سپس آخرین چک لیست وظایف خود را تکمیل میکند.
تمام این تعاملات یادآور تأثیر هستند. گاهی کوچک و غیرقابل تشخیص هستند، مانند تکههای شیشهرنگی، اما در مجموع تصویری کامل از مراقبت را تکمیل میکنند.
این ها همچنین چیزهایی هستند که می توانید از اولگا انتظار داشته باشید.
قول دادن
او میگوید این مجموعه آثار در دیانای او گنجانده شده است.
“من از خانوادهای کمدرآمد هستم، بنابراین کمک به راهنمایی مراقبتهای بهداشتی مردم همیشه مایه سپاسگزاری من بوده است.” – اولگا هرناندز-کورنخو، پرستار ثبتشده بالینی ناویگیتور
همانطور که او هست، همانطور که برای بیماران می جنگد، همانطور که تا زمانی که پاسخ درست را نگیرد دست از تلاش برنمی دارد، این از سنین جوانی در وجود او ریشه دوانده است. او می گوید: خیلی ساده است. هرگز تسلیم نشو.
“فکر میکنم پدر و مادرم این را به من آموختند،” او گفت. “اگر قرار است کاری را شروع کنم، باید مطمئن شوم که آن را به پایان میرسانم. احساس میکنم این موضوع در تمام کارهایی که انجام میدهم، صدق میکند. نمیخواهم کارها را نیمهکاره یا معلق رها کنم. این موضوع برای من مهم است. هر کاری را که شروع میکنم، میخواهم مطمئن شوم که آن را به پایان میرسانم.”
این دلیلی است که او به دفتر بازمیگردد، در راهروها قدم میزند، وارد اتاقهای معاینه میشود و با لبخند در صورت خود با بیماران ملاقات میکند.
و اگر پیگیری لازم بود؟
او به میز خود بازمیگردد، هدستش را میگذارد و شروع به شمارهگیری میکند.